دات نت نیوک
ماجرای لجبازی آرتور کانن دویل با شرلوک هلمز ! به قلم احسان رضایی

ماجرای لجبازی آرتور کانن دویل با شرلوک هلمز ! به قلم احسان رضایی

کانن‌دویل ۱۴تا داستان با محوریت هولمز نوشته بود که دید حالا سجاده‌نشین باوقاری هم نیست، لااقل دکتر حاذقی که هست و اصلا چه کاری است هی خودش را در قالب دکتر واتسون، مسخرۀ دست شرلوک بکند. پس هولمز را با پرفسور موریاتی سر شاخ کرد و جفتشان را از آبشاری در سوئیس پرت کرد پایین بلکه خودش را از شر او راحت کند و بتواند آثار دیگری خلق کند. اما سیل نامه‌ها و اعتراضات به این کار نویسنده آن‌قدر زیاد بود که ملکه اعطای نشان شوالیه به خاطر مقالات حماسی‌اش در زمان جنگ بوئرها را منوط و مشروط کرد به زنده کردن شرلوک هولمز کرد.


آیا نویسندگان شاعران شکست خورده اند؟

🔺 درس‌گفتار محمد رضا شرفی خبوشان درششمین دوره آموزشی شعر جوان کشور،#آفتابگردان_ها


ترجمان : همیشه کاری را بکنید که بیشترین هزینه را داشته باشد

ترجمان : همیشه کاری را بکنید که بیشترین هزینه را داشته باشد

فیلسوف، شاعر، الهی‌دان، سیاستمدار و انقلابی، و درعین‌حال هیچ‌کدام از آن‌ها. سیمون وی به هر ریسمانی چنگ می‌زد تا ازخودبیگانگیِ مدرن را کنار بزند: تکنولوژی را نفی می‌کرد، دانشگاه را به تمسخر می‌گرفت و با احزاب سیاسی دشمنی داشت. حالا که هفتادوپنج سال از درگذشت وی می‌گذرد، در زمانۀ پرغوغای ما، شاید نبوغ او هنوز هم بتواند گرهی از کارمان باز کند.


درس گفتار استاد محمد علی بهمنی در اردوی آفتابگردانها

"در عشق شکوهی وجود دارد که انسان باید بتواند آن شکوه را بیان کند نه آنچه که اتفاق می افتد و ما اسم آن را عشق گذاشته ایم و عشق هم نیست و نشانه ای نداریم که عشق باشد."


ده دقیقه طلایی خاطره بازی با بهنام صفوی

ده دقیقه طلایی خاطره بازی با بهنام صفوی

◾️ رادیو شعر و داستان ضمن عرض تسلیت به مناسبت درگذشت خواننده جوان کشور، بهنام صفوی ، شما را به شنیدن ده دقیقه طلایی و خاطره انگیز از صدا و آثار زنده یاد بهنام صفوی دعوت می کند.


ترجمان : مروری بر رمان پرندگان سرخ نوشته محمد حنیف

ترجمان : مروری بر رمان پرندگان سرخ نوشته محمد حنیف

رمان جدید محمد حنیف، نویسندۀ پاکستانی-بریتانیایی، کمدی سیاهی است از ویرانی‌هایی که سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه به بار آورده است. داستان در هم پیچیده‌ای از یک خلبان آمریکایی که پس از سقوط بمب‌افکنش مجبور می‌شود در میان مردمی زندگی کند که قرار بود قتل‌عامشان کند. موقعیتی غریب از مواجهۀ سربازی که مجبور به اطاعت است و مردمی که دنبال راه نجاتی می‌گردند.


سخنرانی آیت الله جاودان در دومین دوره اردو شعر جوان کشور،آفتابگردانها

تمام شخصیت آدمی را رفتار شکل نمی دهد. نیتی که پشت سر هر رفتار وجود دارد بخش دوم هر شخصیت است. نیات که بخش پوشیده و روح عمل است،صفات خوب یا بد شماست. نیت های آدمی درست نمی شود، مگر صفات او درست بشود. صفات باطنی اصل شخصیت انسان را شکل می دهد."


درس گفتار علی محمد مودب در افتتاحیه دومین دوره آموزشی شعر آفتابگردانها

"شعر متمایز محصولی است که از شاعر متمایز صادر میشود." "دقت در احوال،عوالم و در نهایت آثار شعرای متمایز راهی برای یافتن علت تمایز آنهاست."


سخنرانی دکتر قربان ولیئی در اردوی آفتابگردان ها

"حافظ وجوه متناقض انسانی را نشان می دهد. به عبارت دیگر تناقض های وجود روانی آدمی را نشان می دهد، با تمام فراز و فرود ها و این به ذات زندگی نزدیک تر است تا آنچه که عطار، سنایی و مولوی می گویند." "حافظ بیشتر به توده مردم نزدیک است. به تعبیر آقای خرمشاهی حافظ نه ملکی است، نه ملکوتی و به تعبیری الهیات او نیز تعلیقی است،تکلیف شما را با خودش روشن نمی کند!"


سرت به شانه ابر است ماه محبوبم...

سرت به شانه ابر است ماه محبوبم...

سرت به شانۀ ابر است، ماه محجوبم! ·بخواب ماه قشنگم! بخواب محبوبم! ·ستاره‌های دو عالم چراغ‌خواب تواند!·بیا به مقصد رویا، مسافر خوبم!·جهان، رواق خودت، آسمان، اتاق خودت· منم گلی که همیشه به نور، مجذوبم


یادداشت رضا شیبانی بر مجموعه‌شعرِ «تا همین غزل» سرودۀ غلامعلی مهدی خانی

یادداشت رضا شیبانی بر مجموعه‌شعرِ «تا همین غزل» سرودۀ غلامعلی مهدی خانی

این بارگاه کیست که کیهان در آن گم است· میزان در آن معطل و کیوان در آن گم است· این‌جا مگر کجاست که تنها نه انس و جن· عقل تمام عالم امکان در آن گم است·شاید چنین که غلغلۀ آدم و پری است·انگشتر و نگین سلیمان در آن گم است...


رمضانیه محمد مهدی سیّار به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان

رمضانیه محمد مهدی سیّار به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان

🎧جان آمده رفته هیجان آمده رفته·نام تو گمانم به زبان آمده رفته·احیا نگرفتم تو بگو چند فرشته·صف از پی صف تا به اذان آمده رفته؟·تا پلک زدم خواب مرا آمده برده·تا پلک زدم نامه رسان آمده رفته


شعری از زنده یاد حسین منزوی در سالروز درگذشتش

شعری از زنده یاد حسین منزوی در سالروز درگذشتش

من خود نمیروم،دگری می برد مرا ·نابرده باز سوی تو می آورد مرا ·کالای زنده ام که به سودای ننگ و نام ·این می فروشد آن دگری میخرد مرا ·یک بار هم که گردنه امن و امان نبود ·گرگی به گله می زند و می درد مرا


یاداشت مجید اسطیری بر رمان آواز های روسی نوشته سید احمد مدقق

یاداشت مجید اسطیری بر رمان آواز های روسی نوشته سید احمد مدقق

و تا مرد حمامی کُنده‌ای درون آبگرمکن دودزدۀ وسط سالن بیندازد و با سیخی بلند آتش را جابه‌جا کند، یعقوب لباس‌هایش را کند و خودش را زیر شاور رها کرد. ماهیچه‌های بدنش را شل کرد و اجازه داد جریان آب تمام بدنش را بپوشاند. اگر زندگی چیزی جز تکرار نباشد، نباید اجازه می‌داد غم و اندوهی موهوم او را از پا دربیاورد. باید محکم می‌ایستاد و حقش را می‌گرفت. دیگر گریختن بس بود. دست برد و فلکۀ گرد و سفت آب گرم را کاملاً بست. آب نیم‌گرم شد و تا یعقوب یک نفس عمیق کشید، آب دیگر کاملاً یخ شده بود.


غزلی از مجموعه شعر زیر سر کوه سروده فاطمه هاوشکی

غزلی از مجموعه شعر زیر سر کوه سروده فاطمه هاوشکی

این روزها دنبال روحم در بدن هستم·دنبال بوی یوسفی از پیرهن هستم·دنبال هر چیزی که در من هست و یادم نیست·این روزها دنبال کشف خویشتن هستم