دات نت نیوک
بوطیقا : نقد و بررسی کتاب باغ در باغ اثر هوشنگ گلشیری

بوطیقا : نقد و بررسی کتاب باغ در باغ اثر هوشنگ گلشیری

📕میزگرد آزاد ادبی بوطیقا در موسسه‌ی شهرستان ادب : بحث و گفتگوی محمد حسینی، علیرضا سمیعی، مرتضا کربلایی‌لو و محمدقائم خانی درباره‌ی کتاب باغ در باغ نوشته هوشنگ گلشیری


کرم کتاب : بریده ای از رمان بارون درخت نشین نوشته ایتالو کالوینو

کرم کتاب : بریده ای از رمان بارون درخت نشین نوشته ایتالو کالوینو

«بارون درخت‌نشین» داستان زندگیِ کوزیمو لارس، نوجوانی ایتالیایی از یک خانواده‌ی اشرافی در قرن هجدهم میلادی‌ست که روزی تصمیم می‌گیرد به روی درخت برود و دیگر بر روی زمین بازنگردد و باقی زندگی خود را بر روی درخت‌ها بگذراند؛ پسری که به «بارون درخت‌نشین» معروف می‌شود.


نامه های عاشقانه - " عزیزم هنوز بیداری " : نامه پنجم

نامه های عاشقانه - " عزیزم هنوز بیداری " : نامه پنجم

گفته بودی برایت از دغدغه این روزهایم بنویسم . راستش تمام این روز ها احساس ناشناخته ای مرا به دوران کودکی ام کشانده است . کوچه حجت را یادت هست ؟ تمام خاطرات من به آن کوچه بر میگردد و اهالیش . الان که خوب فکر میکنم میبینم اسمش همایون بود ، با همین همایون بود که حاجی بابا را شناختیم . توی راه کلاس قران . پسر همسایه پایینی مان بود ، هفته ای سه روز همراه مادر هایمان می رفتیم کلاس ، پیاده نیم ساعتی راه بود ...


قصه جمعه ها : داستان کوتاه آتش اژدها نوشته محمد سرابی

قصه جمعه ها : داستان کوتاه آتش اژدها نوشته محمد سرابی

صدای پا می‌‌آمد. چند نفر داشتند می‌دویدند. کف آهنی اتاق می‌لرزید. از روی تخت بلند شدم و چراغ اتاق را روشن کردم. همه جا ساکت بود. لباس پوشیدم و در را باز کردم. توی راهرو کسی نبود. برگشتم تا دوباره بخوابم اما صدای خش خش بیسیم آمد...


سرد ترین زمستان های ادبیات !

سرد ترین زمستان های ادبیات !

❄️سرد‌ترین زمستان‌های ادبیات کدامند ! به قلم احسان رضایی


داستان کوتاه قرار ملاقات نوشته علی شاه علی

داستان کوتاه قرار ملاقات نوشته علی شاه علی

مادر يقه مانتويش را توي دستش گرفته بود و مدام خودش را باد مي زد. لبهايش خشک بود و مي لرزيد. طاهره هنوز جاده را نگاه مي کرد. اتوبوس ها که رد مي شدند، نگاهش را از اتوبوس ها مي دزديد. دايي، دستش روي پخش صوت ماشين بود و دنبال آهنگ مورد علاقه اش مي گشت. صداها مي آمدند و دوباره خفه مي شدند...


نامه های عاشقانه - " عزیزم هنوز بیداری " : نامه چهارم

نامه های عاشقانه - " عزیزم هنوز بیداری " : نامه چهارم

سلام عزیزم ، امروز داشتم از ترمینال جنوب رد می‌شدم که چشمم به تابلو سفره خانه سنتی ایرانیان افتاد . این تصویر چه چیز خاصی می تواند داشته باشد مگر ؟ برای خیلی ها هیچ ، برای من اما بسیار پر خاطره است ، آنقدر پر خاطره که وقتی بعد از چهار سال از سمت راست خیابان منتهی به ترمینال جنوب می گذرم و چشمم میافتد به آن تابلوی رنگ و رو رفته مکث می کنم و گوشی ام را بیرون می آورم و عکسش را بر میدارم .


آیین رونمایی از مجموعه غزل عاشقانه " آنجا که نامی نیست " سروده استاد یوسفعلی میرشکاک

آیین رونمایی از مجموعه غزل عاشقانه " آنجا که نامی نیست " سروده استاد یوسفعلی میرشکاک

آیین رونمایی از مجموعه غزل عاشقانه آنجا که نامی نیست سروده استاد یوسفعلی میرشکاک.با حضور و گفتار اساتید گرانمایه دکتر علی موسوی گرمارودی، مرتضی امیری اسفندقه ومحمدعلی بهمنیو شعر خوانی استاد یوسفعلی میرشکاک که قصیده ای خطاب به سید علی موسوی گرمارودی سروده است .


سطر و سکانس : نگاهی به فیلم موزیکال " بینوایان " ساخته تام هوپر

در انبوه اقتباس های صورت گرفته از بینوایان فیلم موزیکالی که تام هوپر ساخته از جایگاه ویژه ای برخوردار است که البته اقتباسی مستقیم نیست . فیلم نامه این اثر از روی نمایشنامه موزیکالی نوشته شده که البته آن اثر از رمان بینوایان اقتباس شده است .


دو خاطره از دوران جوانی مهدی اخوان ثالث به نقل از محمد قهرمان و مهرداد بهار

دو خاطره از دوران جوانی مهدی اخوان ثالث به نقل از محمد قهرمان و مهرداد بهار

اولین خاطره به قلم محمد قهرمان شاعر و پژوهشگر معاصر نگاشته شده که در سال های جوانی و نوجوانی با م.امید همدرس بوده و خاطرات شنیدنی و بکری از سال های تحصیل خود و اخوان دارد . برگرفته از کتاب " با یاد های عزیز گذشته " که به خاطرات قهرمان از اخوان و ده نامه ای که او از اخوان در دهه سی و چهل دریافت کرده است اختصاص دارد . در خاطره دوم نیز محمد قهرمان حضور دارد با این تفاوت که نقل کننده خاطره مرحوم دکتر مهرداد بهار ، فرزند ملک الشعرا بهار است . در این خاطره بهار به ذکر ماجرای دیدار قهرمان و اخوان جوان با ملک الشعرای بهار میپردازد .


قصه جمعه ها : داستان کوتاه در بیشه نوشته ریونوسوکه اکوتاگاوا

قصه جمعه ها : داستان کوتاه در بیشه نوشته ریونوسوکه اکوتاگاوا

-بله آقا من بودم که جسد را پیدا کردم. امروز صبح که طبق معمول برای بریدن اندازه مقرری چوب به جنگل می‌رفتم جسد مزبور را در بیشه‌ای که در گودی کوهستان قرار دارد پیدا کردم !


روایت زندگی و اثار جان اشتاین بک

روایت زندگی و اثار جان اشتاین بک

من جان اشتاین بک هستم ! در کنار این آب ها به دنیا آمده ام ، همینجا بزرگ شده ام . من و خانواده ام مدت ها اینجا زندگی کرده ایم ، مادر من در مدرسه اینجا تدریس می کرد . من اینجا را زادگاه داستان های خودم می دانم ، داستان هایی که بعضی از آن ها را از خودم ساخته ام ، بعضی را زندگی کرده ام و بعضی را شنیده ام !


غزلی از هوشنگ ابتهاج در نود و یکمین زادروز وی

غزلی از هوشنگ ابتهاج در نود و یکمین زادروز وی

آن که حق است گمانش به گمانِ تو که نیست/گفت بیرون ز جهان است جهانِ تو که نیستهر که پنداشتی از خویش به جای تو نشاند/چه توان داد نشانی ز نشانِ تو که نیستتا چنین هرچه مرا بود و توان نیز فزود/


شعر زیبا و امید بخش سیاوش کسرایی

شعر زیبا و امید بخش سیاوش کسرایی

آري آري زندگي زيباست/زندگي ، آتشگهي ديرنده پابرجاست/گر بيفروزيش ، رقص شعله اش در هر كران پيداست/ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست....


قصه جمعه ها : داستان کوتاه پشتیبان نوشته فریده ترقی

قصه جمعه ها : داستان کوتاه پشتیبان نوشته فریده ترقی

سلیمه خصف را به وسط حیاط می آورد و خرما ها را داخلش می ریزد ، سطل را داخل چاه می اندازد و آب بالا می کشد ، پاهایش را می شورد .هیکل جوان و لاغر آسیه از دور پیدا می شود ، سربه زیر انداخته و با اخم هایی درهم و صورتی فکور به در خانه نزدیک می شود.سلیمه نگاهی به قد و بالای دخترش ، تنها یادگار حبیب می اندازد و بخت و زمانه را نفرین می کند ، از قصه دلدادگی آسیه و عبدالله یکسالی می گذرد ...