دات نت نیوک
ادبیات و مرگ : وقتی نفس هوا می شود

ادبیات و مرگ : وقتی نفس هوا می شود

ادبیات و مرگ : وقتی نفس هوا می شود

10 بهمن 1397 15:01 | 0 نظر | 64 بازدید | امتیاز: با 0 رای
ماجرای رویارویی پال کالانیتی ، نویسنده و جراح آمریکایی با مرگ
بریده ای از کتاب " وقتی نفس هوا می شود " اثر #پال_کالانیتی



یکشنبه صبح زود پیشانی پال را لمس کردم ، از تب می سوخت ، صد و چهار درجه فارنهایت ، در حالی که نسبتا آرام بود و علائم دیگری نداشت . در چند ساعت به اورژانس رفتیم و برگشتیم . پدر پال و سومن همراهمان بودند . بعد از شروع آنتی بیوتیک در صورت سینه پهلو پیش سایر اعضای خانواده برگشتیم . اکس ری قفسه سینه پال مملو از تومور بود ، ممکن بود جلوی دیده شدن عفونت را بگیرد . اما این در عوض پیشرفت سریع سرطان بود . بعد از ظهر پال آرام خوابید اما سخت مریض بود ، وقتی در خواب به او نگاه کردم گریه ام گرفت ، بعد آرام به اتاق پذیراییمان رفتم ، جایی که اشک های پدرش به اشک هایم اضافه شد ، از همین حالا دلم برای پال تنگ شده بود ...
-----------------------
کتاب وقتی نفس هوا می شود به نوعی نا تمام است و با تحلیل رفتن سریع پال از مسیر اصلیش خارج شد . اما این جز اساسی حقیقت آن و واقعیت رو در روی پال است . طی آخرین سال زندگی اش پال بی وقفه می نوشت . هدف او را به جلو می راند ، تیک تاک ساعت به او انگیزه می بخشید . وقتی هنوز رزیدنت ارشد جراحی مغز و اعصاب بود با نوشتن چند خط در نیمه شب ها شروع کرد . وقتی روی تخت کنار من دراز می کشید با لپ تاپش روان تایپ می کرد ، بعد از ظهر ها را روی مبل ریلکسی اش میگذراند ، در اتاق انتظار آنکولوژیستش پاراگراف ها را می نوشت وقتی داروی شیمی درمانی به رگ هایش وارد می شد تماس تلفنی ویراستارش را پاسخ می داد ، لپ تاپ نقره ای اش را هر کجا میرفت می برد . وقتی بخاطر شیمی درمانی فیشر دردناک در نوک انگشتانش ظاهر شد ، دستکش های بدون درز با آستر نقره ای پیدا کردیم که امکان استفاده پد لمسی و صفحه کلید را فراهم می کرد . راهکار های حفظ تمرکز ذهنی لازم برای نوشتن با وجود خستگی پر فشار سرطان پیش رونده مرکز توجه قرار های مراقبت تسکینی اش بودند ، مصمم بود به نوشتن ادامه دهد ...

امتیاز دهید Article Rating
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.